خرید بک لینک

درباره سایت

کاملیا

امکانات وب

خیلی سرش شلوغ بود...

رفتم پیشش ولی دیدم سرش شلوغه..کار داشت و صحبت هم می کرد ...

منم نرفتم داخل و دوباره برگشتم...

دوباره بعد از مدتی رفتم....

همان وضعیت قبل را دیدم...

دوباره بعد از مدتی رفتم...

داشت می رفت کار داشت

گفت بیا بریم...گفتم بعدا میام

گفت دیدم اومدی...بیا بریم...

رفتم...

برچسب: دیدن, نویسنده: هستی کریمیان تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 13:05

صفحه بندی